1. ممنونم :)
2. راست راستش اون فکرا و خود درگیریهای و اینام هنوز به قوت خودشون باقی ان. حوصله اینکه خودمو تو این صفحه هم اونجوری ببینم نداشتم! اقلا تا وقتی تصمیم دارم اینجا باشم، دوست تر دارم که روی پست های گیر دار، زیاد درجا نزنم!!! حالا اینا رو گفتم که چی؟ که اینکه اگه باز پس فردا قاطی خونم زد بالا و اومدم با خودم دست به یقه شدم اینجا، بدونید که ادامه همینه!!!!!!!
3. بالاخره منم باشگاهی شدم! تولید جوجه قارچ سینا! N ماه این خان داداش زور کرد که بیا برو، که من دوستم نمی اومد به رفتن اون موقع! بعدم که دلم خواست برم ماه رمضون شد و خلاصه الآن چند جلسه ای هست که در خدمت میل و دمبل و ابزارالآت ساخت گلدون گوشتی هستیم!
4. این خانومه فرموده که نباید لاغر شم! خودم هم فرمودم که نباید چاق شم! بعد یه رژیم غذایی داده بهم، روزانه قد غذای یه هفته ام تجویز کرده. جدا اگه همه اون چیزایی که اون گفته بخورم، شک ندارم که منفجر میشم به معنی واقعی کلمه! مشکل هم اینه که من غذای عادیم - جدایی از اون وقتا که می افتادم رو خیلی خوردن، یا خیلی نخوردن- زیاد نبود. خلاصه که اندکی می خورم و از ترس اینکه نسوزه، هی ورجه وورجه می کنم تو خونه!
5.چند وقت پیش لامپای خونه رو کم مصرف کردیم. همون موقع هم بهمون گفتن که این لامپا، اگه زیاد خاموش روشن بشن، می سوزن. من یه خصلت خوب -که الآن دیگه بد محسوب میشه- داشتم. اونم اینکه غیر ارادی از در که می خواستم برم بیرون، لامپو خاموش می کردم. خونه خودمون و شما هم ندارم، همه جا همینم! چند روز پیش باز جایی بودیم که بهمون این قضیه کم روشن-خاموش کردن لامپا رو گوشزد کردن. دیدم اینجوری نمیشه که. من اقلا روزی سی بار این لامپو خاموش روشن می کنم. الآن چند روزه، شبا که می خوام بخوابم یه چسب میزنم به کلید -که رد میشم نتونم تکونش بدم- تا بعد از ظهر. بعد از ظهر هم برعکس! چسب می زنم اونور کلید که روشن بمونه! وقتی حافظه یاری نمی کنه، استعدادهای آدم شکوفا میشه!
6. رفته بودم چند وقت پیش واسه این تخت سلیمون -به قول سمیرا- جاجیمی، گلیمی چیزی بگیرم. یه چیزی دیدیم خوشم اومد. ابعاد فرشه حتما می بایست اقلا 1*2 می بود. پرسیدم، فروشنده گفت آره اینی که پسندیدی 1*2 ه. به نظرم سایزش قناس می زد. گفتم شاید تختو اشتباه سانت زدم. برگشتم خونه و دیدم نه! درسته. فرداش باز رفتم همون مغازه، فرشه رو برام آوردن پایین. چون هنوز خیلی قناس می زد تو چشمم، بااینکه طرف محکم گفت ابعادش 1*2 ه، بازم متر همراهم بود و متر زدم و دیدم بعله! 90*200 (cm) فروشندهه انگار نه انگار! گفت اااااا بذارید ببینم! فرش و اینور اونور کرده و رسیده به کاغذ پشتش، میگه آرههه!!! این 90*200 ه. من چلمبه ناوارد، تونستم تشخیص بدم که این سایزش قناس میزنه؛ اون که کارش اینه نتونست. آره؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
7. دوستای عمرانیم یه استاد نقشه داشتن، تو نقشه های دو متر در دو متر، اختلاف یک میلیمتری خطهای ده سانتی رو تشخیص می داد. من که اینو دیده بودم، خیلی ذوق کرده بودم! گفته بودن، بابا کار خاصی نیست. کار ما اینه. -نتیجه گیری بر ضمه خودتان، با توجه به شماره6-
8. پریروز آخر کلاس که داشتیم کامپیوترا رو خاموش کنیم، من از پشت یه کامپیوتر دیگه می خواستم یه چیزی رو چک کنم، همکلاسیم که رفت خاموشش کنه گفتم اونو خاموش نکنید. بچه ها زدن زیر خنده که فلانی اگه خاموش کرده بودی، الآن خانوم ریواس زده بودت! قبلا هم چند بار چند نفر بهم گفتن اینور اونور. نمی دونم با چه لحنی حرف میزنم که همچین برداشتی میشه ازش. با اینکه اونقدر باهاشون صمیمی ام که خیلی وقتا سر به سرم می ذارن -مثلا امروز عابر بانک و سوپیچمو دو در کردن، یا اگه سر کلاس اتفاق بامزه ای بیفته و من حواسم نباشه صدام می کنن و می خندیم کلی- اگه هیچ شوخی ای نبود بینمون، می گفتم برداشتشون از شخصیتم اینه -که بازم دوست نداشتم اینجور آدمی باشم- در هر حال اصلا دوست ندارم لحنم و برخوردم و رفتارم -اگه جدا اینقدر جدیه- اینجوری باشه. هر چی دقت می کنم نمی فهمم کجای حرف زدنم گیر داره.
9. آهااااان! کلی وقته اینو یادم میره بگم. فکر کنم دو-سه هفته پیش، تو یه ویندوز جدید داشتم مسنجر نصب میکردم، تو یکی از این ویزارد هاش، همینجوری تند تند next-next زدم و یهو دیدم به کل contact توی mail ام add request فرستاده. عذر میخوام! اصولا من خیلی وقته اونجا چت نمی کنم. حتی آفلاینهاشم خیلی وقتا دیدم که می پره. شاید چون تو چند تا سایت دادمش و از این آفلاین های چرت و چول می فرستن برام و یهو همه اشون گیر میکنن و می پرن. به هر حال بنده رو اونجا جدی نگیرید ؛)
10. بازم ممنونم... از بعضی ها خیلی زیاد
بعدا نوشت! کسی می تونه آهنگ callin' you از گروه Outlandish رو برام پیدا کنه و بهم بده لطفا آیا؟ |