خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟
اگر از احوالات اینجانب پرسیده باشید، خوبم! تعطیلات بهمان بسی خوش گذشته، و همه آن کارهایی که می خواستیم بکنیم را نکردیم و به جایش کلی کاری که قرار نبود بکنیم کردیم و کلی کیف خونمان بالا رفته! جدیدا ها بسیار دنیا را سخت نمی گیریم، و دوستیم با هم و پا روی دمب هم نمی گذاریم و هی هر کدام که بدقلقی کند آن یکی بیخیالی طی می کند و کلا دلمان گنده شده قد فیل!! نگاه پروژه می کنیم، اما هوس می کنیم برویم ممد اناری! جزوه های کلاسمان را تورق می کنیم، اما دلمان می خواهد آهنگ دیمبولی گوش کنیم!! می گویند بیایید ببینیم فلان جا که قراربوده بازدید نمایید، (دور از جون بقیه) چه غلطی کرده اید، نیشمان را باز می کنیم و به چشم یک پیک نیک می رویم و تازه همانجا یادمان می افتد که اندکی فکر هم بکنیم! جدیداها دیرمان که میشود -می دانید که دیر شدن جزء لاینفک زندگی بنده است- صدای ضبط را بلندتر می کنیم و به پرندگان لبخند می زنیم! و دلمان کلی بیشتر تلمبه می خورد و گنده تر می شود و مسائل چنین بی اهمیتی مثل دیر شدن فلان جلسه خیلی اداری، در دل به آن گندگی گم می شود اصلا!!!!
خلاصه که خوبیم دیگر! همینجوری ها!
بعد هم که جدیدا ها! کورک مغزمان گویی پکیده و تراوشات چپ و راست در می شود ازش! و مانده ایم که این افاضات جدید را کجای دلمان جا بدهیم! دلمان که گنده است هزار الله اکبر! کجای دنیا جا بدهیم که نوادگان و نبیرگان و اینها و انها بخوانند و غرق غرور شوند از داشتن چنین جده اندیشمند دانشمند ادیبی!! مانده ایم که این تعدد ازواج را عناصر ذکور چسان تاب می آورد که حقیر در تعدد وبلاگ مانده ام به مانند فلانی در گل! خلاصه که فعلا تصمیم بر آن شد که تولیداتمان را!!! همینجا در کنیم البته با اجازه امت و آقاشون، بدون کامنتدونی! حالا شاید هم همین تصمیم باعث شود مخ مان خجالت بکشد و اینقدر ور ور نکند ان بالا و بگذارد ما به کارمان برسیم!!!!
باشد که رستگار شویم |